سه‌شنبه، آبان ۰۶، ۱۳۸۲


از يك مطالعه كه در ژورنال اتحاديه پزشكي آمريكا بچاپ رسيده چنين استنباط مي گردد كه از بين انواع مواد رايج سازنده عدسيهاي عينك پلي كربنات تنها ماده ايست كه در اثر حوادثي نظير سقوط از دوچرخه و يا برخورد كيسه هوا با ان نمي شكند بعد از اين مطالعه مواد جديدي مانند Trivex با وعده ايجاد مقدار ايمني مساوي با پلي كربنات معرفي شده اند

چرا معاينه چشم اهميت دارد؟
دو تصور غلط در مورد معاينه چشم وجود دارد. يكي اين است كه اگر خوب مي بينيد نيازي به معاينه چشم نداريد و ديگري اينكه "تست بينايي" كه حدت بينايي را با استفاده از تابلو هاي مخصوص اندازه گيري مي كند (مشابه تست هاي بينايي كه در هنگام اخذ گواهينامه رانندگي انجام مي شود) همان معاينه چشمي است با اسمي ديگر. اما بايد توجه داشت كه چشم پزشك در واقع علاوه بر تست بينايي، چشم شما را از نظر بيماري هاي ديگري نيز كه ممكن است علائم زودرس نداشته باشند ولي نياز به درمان زودرس دارند معاينه مي كند. بنابراين معاينه كامل چشمي بسيار بيشتر از يك تست بينايي است.

چه كساني بايد مورد معاينه چشمي قرار گيرند؟
صرف نظر از سن و سلامت جسماني، هر شخصي بايد بصورت دوره اي و منظم مورد معاينه چشمي قرار گيرد. در بزرگسالان معاينه چشمي از جهت درست بودن شماره عينك و تشخيص زوردس بيماري ها اهميت دارد. در كودكان، معاينه چشمي نقش بسيار مهمي در تكامل بينايي كودك دارد. از آنجاييكه بينايي نقش مهمي در فرايند يادگيري كودكان دارد، اهميت معاينات دوره اي در كودكان دو چندان است. مشكل بينايي كودك گاهي خود را بصورت افت تحصيلي و مشكل در انجام تكاليف مدرسه نشان مي دهد. در بسياري موارد، كودكان به اين دليل كه نمي دانند ديد "طبيعي" چگونه بايد باشد شكايتي از ديد خود ندارند. اگر كودك شما از نظر درسي در مدرسه مشكل دارد و يا در خواندن و يادگيري دچار مشكل است حتماً بايد جهت اطمينان از عدم مشكلات چشمي معاينه شود.

در معاينه چشم چه مشكلاتي مورد توجه قرار مي گيرند؟
مشكلاتي كه چشم پزشك در معاينه چشمي بدانها توجه مي كند عبارتند از:

عيوب انكساري: شامل دوربيني، نزديك بيني، آستيگماتيسم، ...

تنبلي چشم (آمبليوپي): اين مشكل در موارد استرابيسم و يا اختلاف زياد بينايي دو چشم رخ مي دهد. در اين وضعيت مغز تصوير گرفته شده از چشم مشكل دار را ارسال نمي كند. آمبليوپي در صورت عدم درمان ممكن است باعث اختلال در تكامل بينايي شده و اختلال دائمي بينايي را بهمراه داشته باشد. اين اختلال معمولاً با بستن چشم بدون مشكل براي مدتي مشخص درمان مي شود.

استرابيسم (انحراف چشم): چشم پزشك چشم بيمار را از نظر هماهنگي حركتي و وضعيت قرار گيري نسبت به يكديگر بررسي مي كند. استرابيسم مي تواند سبب اختلال در درك عمق و آمبليوپي شود.

بيماريهاي چشمي: بسياري از بيماريهاي چشمي نظير گلوكوم و مشكلات ناشي از ديابت در مراحل اوليه علائم واضحي ندارند. چشم پزشك در معاينه چشمي به اين بيماري ها توجه كرده و در صورت برخورد با اين علائم درمان هاي اوليه را آغاز مي كند. در بسياري موارد تشخيص و درمان زودرس بيماريها سبب كاهش عوارض و از دست دادن دائمي ديد مي شود.

بيماريهاي ديگر: معاينه عروق ته چشم، پرده شبكيه و ديگر قسمت هاي چشم مي تواند ابتلا بيمار به بيماري هاي غير چشمي نظير فشار خون، ديابت، چربي بالا و بعضي بيماري هاي ديگر را نشان دهد.

معاينه چشمي به چه فواصلي بايد انجام شود؟
چشم پزشكان توصيه مي كنند كه هر فردي بسته به داشتن ريسك فاكتور و سلامت جسماني هر 1 تا 3 سال يكبار معاينه كامل چشمي شود.

كودكان: اين زمان در كودكان متفاوت است. تخمين زده مي شود كه از هر 20 كودك پيش دبستاني و هر 4 كودك دبستاني 1 كودك مشكل چشمي دارد كه در صورت عدم درمان مي تواند سببكاهش دائمي بيناييشود. كودكاني كه علائمي نداشته و ريسك پاييني دارند بايد در 6 ماهگي، 3 سالگي و قبل از ورود به مدرسه معاينه كامل چشمي شوند. اين كودكان پس از آن بايد هر 2 سال مورد معاينه قرار گيرند.

اما كودكان داراي ريسك فاكتور مشكلات بينايي، نياز به معاينات بيشتري دارند. بعضي از اين ريسك فاكتورها عبارتند از:

تولد زوردس (قبل 40 هفتگي)
تأخير در تكامل
انحراف چشم
سابقه خانوادگي بيماري هاي چشمي
سابقه صدمات چشمي
كودكاني كه از عينك يا كنتاكت لنز استفاده مي كنند اغلب نياز به معاينات سالانه دارند تا در صورت تغيير در شماره چشم، عينك آنها اصلاح شود.

بزرگسالان: بطور كلي، بسته به ميزان تغييرات بينايي و سلامت جسماني، بزرگسالان بايد تا سن 40 سالگي هر 2 تا 3 سال تحت معاينه كامل چشمي قرار گيرند. در بيمارني كه به بيماري هايي نظير ديابت و فشار خون مبتلا هستند معاينات بيشتري توصيه مي شود زيرا اين بيماري ها تاثير سويي بر بينايي دارند.

در افراد بالاي 40 سال بهتر است معاينه چشمي هر 1 تا 2 سال صورت گيرد. زيرا بعضي بيماري هاي نظير پير چشمي، كاتاراكت و دژنراسيون ماكولا با افزايش سن اتفاق مي افتند.

از آنجا كه ريسك بيماري هاي چشم با افزايش سن بالا مي رود افراد بالاي 60 سال باز هر سال معاينه شوند. انجمن اپتومتري آمريكا راهنماي زير را براي معاينه چشمي پيشنهاد كرده است:

فواصل توصيه شده براي معاينه چشمي در كودكان

سن بيمار فاصله زماني معاينات
بيمار بدون علامت / بدون ريسك بيمار داراي ريسك
تولد تا 24 ماهگي 6 ماهگي 6 ماهگي يا در صورت لزوم
2 تا 5 سالگي 3 سالگي 3 سالگي يا در صورت لزوم
6 تا 8 سالگي قبل از كلاس اول دبستان و پس از آن هر 2 سال هر سال يا در صورت لزوم

فواصل توصيه شده براي معاينه چشمي در بزرگسالات

سن بيمار فاصله زماني معاينات
بيمار بدون علامت / بدون ريسك بيمار داراي ريسك
18 تا 40 سالگي هر 2 تا 3 سال هر 1 تا 2 سال يا در صورت لزوم
41 تا 60 سالگي هر 2 سال هر 1 تا 2 سال يا در صورت لزوم
بالاي 60 سال هر سال هر سال يا در صورت لزوم
نقل از سايت نورويژن

جمعه، آبان ۰۲، ۱۳۸۲


روزنامه جام جم پنجشنبه در يك تيتر بسيار جانبدارانه با عنوان وزارت بهداشت به اپتومتريستها مجوز غيرقانوني مي دهد طرفداري خود را از غوغا سالاران و سفسطه جويان اعلام كرداين روزنامه در اقدامي ناپسند موضع يك عده افراد نا آگاه و مغرض را بر عنوان مطلبي در مورد اختلاف اپتومتريستها و عينك سازان تجربي نهاده و نظر يك نهاد رسمي كشور را كه مطمئنا از ارج واعتبار بيشتري برخوردار است را تنها با همان حروف عادي در خاتمه آورده است مطمئنا وقتي وزارت بهداشت مجوزي صادر مي كند حتما يك مبناي قانوني وجود دارد كه چنين مجوزي صادرمي شود پس چگونه مي توان چنين امري را غير قانوني ناميد لازم است تا به عينك سازان تجربي ياد آوري گردد مگر شما خودتان مجوز عينك سازيتان را از همين وزارتخانه در گذشته نگرفته ايد بنابراين مجوز خود شما هم غير قانوني بوده است
سفسطه جويان وغوغاسالاران اين بار به بهانه جدايي امور صنفي و امور درماني مي خواهند مشكل ديگري را براي مردم ايجاد نمايند آنچه كه اين آقايان به آن استناد مي كنند تما ما مربوط به حكمي است كه در گذشته دور در باره فروش عينك در مطبهاي چشم پزشكان توسط ديوان عالي كشور صادر شده حكمي كه هيچ ارتباطي با اپتومتريستها كه تنها گروه آموزش ديده دانشگاهي در زمينه عينك مي باشند ندارد
آنچه كه امروز براي همه مردم تحصيلكرده و آگاه جامعه ما روشن است اين است كه در ميان سه گروه ارائه دهنده خدمات چشمي وبينايي(چشم پزشك،بينايي سنج و عينك سازان تجربي ) اين تنها بينايي سنجها هستند كه از آموزشهاي آكادميك در زمينه ساخت وارائه عينك طبي برخوردار هستند و مي توانند مطابق با استانداردهاي روز دنيا از بيمارانشان معاينه بعمل اورده و عينك مورد نياز آنها را ارائه نمايندو عينك سازان تجربي فاقد آموزشهاي لازم در زمينه فيت و ارائه عينك طبي مي باشند و اگر هم آموزشي ديده باشند بيشتر در زمينه تكنولوژي ساخت فريم و شيشه مي باشد و نه dispensing يا ارائه عينك طبي كه اختصاصا در حيطه كاري اپتومتريستها مي باشد
اساس آموزشهاي اپتومتري مبتني بر معاينه سنجش ، اندازه گيري و ساخت وارائه عينك توسط يك فرد (اپتومتريست ) مي باشد و شيوه قديمي كه در ان عينك توسط يك نفر تجويز و توسط فرد ديگري كه هيچ آشنايي با سوابق فرد ندارد ساخته مي شد ديگر هيچ جايگاهي در ميان متخصصين علوم بينايي ندارد و اصرار اين آقايان بر ادامه روند قديمي و عدم عرضه عينك توسط اپتومتريستها ريشه در منافع تجاري شخصي اين آقايان دارد و نفعي به حال بينايي مردم ندارد

چهارشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۲

زماني تعداد اپتومتريستها در ايران آنقدر نبوده كه بتواند نياز جامعه را برآورده سازد به اين دليل قانونگذار اين امكان را بوجود آورده كه كساني خارج از جامعه اپتومتري باديدن آموزشهاي لازم و گذراندن امتحان بتوانند در انجام قسمتي از وظايف اپتومتريستها مشاركت نمايند و نياز جامعه را برآورده نمايند و بمرور زمان كه تعداد اپتومتريستها به حد كافي رسيد ديگر چنين امتحاني برگزار نمي شود
آنچه كه امروز شاهد آن هستيم اين است كه عده اي از همين افراد كه بنا بر مقتضيات زمان اين حق به آنان داده شده مي خواهند حق را از صاحبان واقعي آن بگيرند اعضاء انجمن صنفي عينك سازان كه خود آنها مجوز فني عينك سازي خود را از وزارت بهداشت و درمان دريافت نموده اند حال با شكايت از وزارت بهداشت ودرمان مي خواهند موضوع ساخت وفروش عينك طبي را يك قضيه صرفا صنفي تلقي نمايند و چنين ادعا مي كنند كه اين قضيه ارتباطي با آن وزارتخانه ندارد در حاليكه به نص صريح قوانين موجود كشور موسسات ساخت و فروش عينك طبي موسسات پزشكي محسوب مي گردند و نظارت بر چنين موسساتي از وظايف وزارت بهداشت ودرمان مي باشد مضاف براينكه وزارت بهداشت ودرمان اپتومتريستها را بعنوان تنها عرضه كنندگان مجاز عينكهاي طبي برسميت مي شناسد و هيچ گروه يا صنفي را مجاز به دخالت در امور پزشكي (عينك طبي)نمي داند
دخالت گروهها يا مجامع صنفي در امر عينك طبي مي تواند سلامتي و بينايي افراد جامعه را با خطر جدي مواجه سازد چراكه اين افراد فاقد آموزشهاي اپتومتريك لازم در اين زمينه مي باشند و دخالت آنها مي تواند تهديدي جدي را متوجه سلامتي و بينايي مردم نمايد
عينك سازي يك حرفه صنفي نمي باشد
برخلاف آنچه كه اين روزها عده اي در صدد القاءآن به جامعه هستند ساخت و عرضه عينك به هيچ وجه اقدامي صنفي و تجاري نيست بلكه عينك نيز همانند بسياري ديگر از پروتزهاي پزشكي كه نيازمند مراقبتهاي ضمن فيت و پس از فيت مي باشند كالايي است كه بايد توسط فرد تجويز كننده آن به بيمار معرفي و با نظارت او فيت شده و مورد استفاده قرار گيرد
اپتومتريستها عمده ترين فراهم كنندگان خدمات dispensing عينك در ايران مي باشند
تهيه عينك از مراكز تحت نظر اپتومتريستها بمفهوم اطمينان از درستي تجويز ، ساخت و فيت عينك مي باشد

سه‌شنبه، مهر ۲۲، ۱۳۸۲

كراتوكونوس (قوز قرنيه)



كراتوكونوس بيماري پيشرونده­اي است كه معمولا" در سنين نوجواني يا اوايل دهه 20 زندگي بروز مي­كند. در اين بيماري قرنيه نازك شده و شكل آن تغيير مي­كند. قرنيه به طور طبيعي شكلي گرد يا كروي دارد ولي در كراتوكونوس قرنيه برآمده و مخروطي شكل مي­شود. اين مسئله بر روي انكسار نور هنگام ورود به چشم تأثير گذاشته و سبب كاهش وضوح بينايي مي­شود. كراتوكونوس ممكن است در يك يا هر دو چشم رخ دهد ولي در90% موارد در هر دو چشم ديده مي­شود.

علائم و نشانه­هاي كراتوكونوس
تشخيص كراتوكونوس ممكن است به دليل بروز و پيشرفت آهسته آن مشكل باشد. اين بيماري ممكن است با نزديك­بيني و آستيگماتيسم همراه باشد در نتيجه ممكن است موجب عدم وضوح و تاري ديد شود. بيمار همچنين ممكن است دچار هاله­بيني و حساسيت به نور باشد. بيماران معمولا" در هر بار مراجعه به چشم پزشك نسخه­شان تغيير مي­كند.

علل كراتوكونوس
علت كراتوكونوس مشخص نيست. اين بيماري ممكن است ژنتيكي باشد زيرا بيماران متعددي در يك خانواده ديده مي­شوند.

درمان
در انواع خفيف بيماري، عينك يا لنز نرم (Soft Contact Lenses) ممكن است كمك كننده باشد ولي با پيشرفت بيماري و نازكتر شدن و تغيير شكل بيشتر قرنيه اين درمان­ها ديگر چندان كارساز نخواهد بود.

درمان بعدي بيماري استفاده از لنزهاي سخت داراي قابليت نفوذ گاز(Rigid gas permeable contact lenses) است. اين لنزها قابليت بيشتري براي اصلاح آستيگاتيسم نامنظم ناشي از كراتوكونوس دارند.

قرار­گيري مناسب لنز بر روي قرنيه مبتلا به كراتوكونوس كاري ظريف و زمان­گير است. به همين دليل مراجعات مكرر براي تنظيم لنز و اصلاح نسخه امري قابل انتظار است. اين فرايند با نازكتر شدن و تغيير شكل بيشتر قرنيه نياز به تكرار داشته و نسخه بيمار بايد مجددا" تغيير داده شود.

در صورتي كه قرنيه قادر به تحمل لنز سخت نبوده و يا لنز توانايي اصلاح ديد بيمار را نداشته باشد قدم بعدي پيوند قرنيه [Corneal Transplant or Penetrating Keratoplasty (PK)] است. بيمار ممكن است حتي بعد از پيوند قرنيه براي ديد بهتر به عينك و يا لنز نياز داشته باشد.

در حال حاضر در بيماراني كه قادر به تحمل لنزهاي سخت نيستند و از طرفي انجام پيوند قرنيه بدليل عوارض آن در آنها توصيه نمي شود از روش هاي جديدتري نظير قرار دادن حلقه هاي داخل قرنيه مثل Intacs و Ferrara استفاده مي شود. مطالعه بر روي اين روش در چند سال اخير در جريان بوده و نتايج نشاندهنده بهبود نسبي بيماران است؛ هر چند نشان داده نشده است كه اين روش مانع پيشرفت بيماري شود.

كراتوكونوس و جراحي عيوب انكساري
انجام هيچكدام از اعمال جراحي اصلاح عيوب انكساري نظير ليزيك (LASIK) و ليزر (PRK) در بيماران مبتلا به كراتوكونوس بدليل نازكي پيشرونده قرنيه امكان پذير نيست.
نقل از سايت نور ويژن

چهارشنبه، مرداد ۲۲، ۱۳۸۲


عينک آفتابي سبز يا قهوه اي به چشم نزنيد

عينک هاي رنگي متمايل به سبز و قهوه اي به علت مختل کردن طيف رنگ ، مضر هستند.
به گزارش ايسنا دکتر علي اميني ، متخصص چشم افزود: استفاده از عينکهاي خاکستري دودي که از همه طيفهاي رنگي به يک ميزان جذب مي کند و سبب اختلال در ديد نمي شود ، مناسب است.

وي ادامه داد: به افرادي که عمل آب مرواريد انجام داده اند و لنز نگذاشته اند ، افرادي که آب مرواريد داشته ولي هنوز عمل نکرده اند ، اشخاصي که به علت مصرف دارو داراي حساسيت هستند و افرادي که ساعتهاي طولاني در آفتاب هستند توصيه مي شود از عينکهاي آفتابي استفاده کنند

چهارشنبه، مرداد ۰۱، ۱۳۸۲


اگر در دوران کودکي خود کارتون «نيک و نيکو» را ديده باشيد ، حتما نظرتان به حشره اي که به همراه همسرش توپي را مي چرخاند ، جلب شده است.
گرچه در نظر اول ممکن است اين حشره بي استعداد تلقي شود و فکر کنيد که اين موجود تمامي انرژي خودش را صرف گلوله کردن مدفوع جانوران ديگر به توپهاي کوچکي مي کند تا بتواند بعدها از آنها استفاده نمايد ، اما بتازگي معلوم شده است که اين جانور ، چندان هم بي استعداد نيست و مهارتي دارد که تا به حال در قلمروي حيوانات ناشناخته بوده است.

اين حشره مي تواند به وسيله نور ماه جهت يابي کند. نام علمي اين حشره اسکارابوس زامبزيانوس است و بومي آفريقاست.

محققان دريافته اند که اين جانور براي يافتن مسيرش از نور پلاريزه ماه استفاده مي کند. اين حشره براي اين که بتواند پس از گلوله کردن مدفوع از دست رقيبان مهاجم خود فرار کند، ترجيح مي دهد خط مستقيمي را پيش بگيرد و براي اين کار نيز ماه به کمکش مي شتابد. اين محققان دريافته بودند که اين حشره در شبهايي که ماه وجود ندارد و يا آسمان کاملا ابري است ، مسير مستقيم را گم کرده و مدام در يک مسير دايره وار حرکت مي کند. بنابراين به کمک فيلترهايي که روي اين حشره قرار دادند، سبب شدند که جهت نور پلاريزه ماه 90درجه تغيير کند و مشاهده کردند که جهت حرکت اين سوسک نيز عوض مي شود. اين پديده در گونه هاي ديگري از قبيل زنبورهايي که شبها فعاليت خود را آغاز مي کنند و يا زنبورهاي بي عسل مشاهده شده بود ، يعني اين حشرات در شبهايي که ماه در آسمان حضور ندارد ، مسافت هاي طولاني تري را براي يافتن غذا و مسيرشان طي مي کنند. پس اين احتمال وجود دارد که اين حشرات نيز براي جهت يابي از نور پلاريزه ماه استفاده کنند. بنابراين ممکن است بتوانيم اين خاصيت را به قلمروي وسيع تر از جانوران تعميم دهيم.

یکشنبه، تیر ۲۲، ۱۳۸۲

شما امکان دارد به کسي که چشمان تيزي داشته باشد ، بگوييد که چشمانت مثل عقاب مي بيند ؛ ولي بايد گفت اين حرف اصلا صحت ندارد ! يک عقاب گر (Bald Eagle) که در حال پرواز بر فراز يک چمنزار است و در حال جستجوي موشهايي است که از روي برگها عبور مي کنند ، قدرت ديدي حدودا 8برابر قويتر از ما دارد. ممکن است هنگامي که به سر يک عقاب نگاه مي کنيم ، چشمانش به نظر کوچک بيايند؛ ولي قسمتي که ما مي توانيم ببينيم ، در واقع قله يک کوه يخ است ! اندازه حقيقي کره چشم عقاب که درون جمجمه عقاب قرار گرفته است ، در مقايسه با استانداردهاي انساني بسيار بزرگ است و فضايي که اشغال مي کند از مغز عقاب بيشتر است ! در درون اين حدقه هاي چشم ، سلولهاي حساس به نور قرار گرفته اند که تعدادشان از سلولهاي انساني بسيار بيشتر است.

تعداد اين سلولها در متراکم ترين منطقه درون چشم انسان ، حدود 200هزار عدد است.

در حالي که اين عدد در مورد عقاب به 5/1 ميليون بالغ مي شود. همچنين چشمان عقاب نسبت به حرکت و تضاد حساس تر از رنگ اشياست.

اين امر به اين پرنده بلند پرواز کمک مي کند که بتواند صيدش را از فاصله 2کيلومتري پيدا کند. يکي از نقاط ضعف چشمان عقاب اين است که آنها درون جمجمه عقاب بي حرکت و ثابت هستند. به همين دليل ، اگر عقاب بخواهد از زاويه ديگري به اشيا بنگرد، مجبور است سرش را بچرخاند. علاوه بر اين ، دانشمندان تخمين مي زنند که حدود 80درصد اطلاعاتي که عقابها از محيط اطرافشان دريافت مي کنند، از طريق چشمانشان است و اين امر اهميت حسهاي چشايي ، بويايي و لامسه را به حداقل کاهش مي دهد. در واقع اگر شما سر يک عقاب را به وسيله چيزي بپوشانيد، عقاب بلافاصله بيهوش مي شود، چون مغزش به دليل عدم ورود اطلاعات کافي از چشمانش ، از کار مي افتد. همين پديده ، پزشکان را قادر مي سازد که بدون استفاده از مواد بيهوش کننده ، اعمال جراحي کوچک را روي عقابها انجام دهند. فقط کافي است که سر آنها را بپوشانند.
آشنايي با بيماري توكسوپلاسموزيس بويژه براي كساني كه گربه دارند

به نام خدا
بيماري توكسوپلاسموزيس يك بيماري انگلي است كه عامل آن انگلي
به نام توكسوپلاسما مي باشد . مخزن اصلي بيماري گربه است ولي
بيماري مي تواند انسان و پستانداران ديگرراهم درگير كند . اين بيماري
بيشتر در مناطق مرطوب و معتدل رخ مي دهد كه در كشورخودما گيلان
و مازندران و آذربايجان غربي از جمله مناطقي هستند كه بيماري در
آنجا شايع مي باشد . اين بيماري در صورتي كه يك زن باردار به آن
مبتلا شود مي تواند سبب نارسايي يا بيماري يا سقط در جنين شود .
اين خطر بيشتر در سه ماهه اول وجود دارد كه احتمال عفونت جنين
كم اما اگر جنين دچار عفونت شود درصدناهنجاريهاي جنين در قلب و
مغز و طحال و ديگر اندامها زياد است و با افزايش سن حاملگي ميزان
بروز عفونت زياد ولي ايجاد ناهنجاري كم مي شود . در اين بيماري
گربه كيستهاي عفوني را كه تا 5 روز پس از دفع مي توانند بيماريزا
باشند دفع مي كند از طريق مدفوع خود و سپس اين كيستها يا آب و سبزيجات
را آلوده مي كنند يا توسط ناقلين مكانيكي مثل سوسك و مگس به غذا و آب
انسان منتقل مي شوند يا اينكه از طريق تماس مستقيم مثل بازي با گربه و
نشستن دست بعد آن يا خاك بازي بچه ها در خاكي كه آلوده به مدفوع گربه
است منتقل مي شوند . بعضي وقتها حيواناتي مثل گوسفند و خوك و گاو
و.. هم از غذاهاو آب آلوده تغذيه مي كنند و انگل وارد بدن و بافتهاي عضلاني
آنها مي شود و بعد انسان همان را به عنوان گوشت مصرف مي كند وبيمار
مي شود . اين بيماري تابحال ثابت نشده كه باعث نازايي در خانمها بشود
هرچند كه چون يكي از محل هاي استقرار كيست انگل رحم است ممكن است
در آينده خبرهايي در اين زمينه شنيده شود ولي فعلا منتفي است .
اين بيماري بدون علامت است و اكثر انسانها از آنجا كه ايمني سالمي دارند
ممكن است به آن مبتلا شده باشند و خوش خيم و خودبخود محدود شونده
است . ولي در كساني كه ايمني بدنشان ضعيف است مثل ايدزي ها و سرطاني
ها و كساني كه كورتون مي خورند و مصرف مي كنند علائم بيماري بويژه
مغزي شديدتر است و بايد حتما درمان انجام شود ولي دربقيه جز در موارد
خاص درماني نياز نيست . با آنكه گفتيم بيماري بدون علامت است ولي
ممكن است توام با خستگي و درد عضلاني و تب و بي اشتهايي بوده
غددلنفاوي بدن بويژه در گردن و پشت سر و زير بغل و كشاله ران
بزرگ شوند و اگر لمسشان كنيم مثل عدس و لوبيا به نظر برسند .
اين بيماري چشم را هم درگير مي كند و ممكن است با ترس از نور
و درد چشم و ديدن جرقه و نقاط نوراني در چشم و ورم و قرمزي چشم
تظاهر كند كه معاينه چشم الزامي است . تشخيص اين بيماري از طريق
نمونه برداري از بافت غده لنفاوي داده مي شود يا از طريق آزمايش
خون كه درآن تيتر آنتي بادي توكسوپلاسما بالا مي رود ولي افراد
سالم نيازي به اين آزمايش ندارند . درمان اين بيماري داروهايي
مثل سولفاديازين و پيريمتامين هستند كه با يك مشتق از اسيد
فوليك ( به دليل اثرات ضد اسيد فوليكي پيريمتامين )
تجويز مي شوند . دارودرماني بانظر پزشك انجام مي شود
و همان طور كه گفته شد در خيلي موارد دارو لازم نيست .
زن باردار هم بايد درمان شود تا به جنين آسيب وارد نشود.
طرق پيشگيري :
اين روشهاي پيشگيري بيشتر ازهمه به زنان باردار و بعد
به سايرين بويژه كساني كه مشمول داشتن ايمني ضعيف
كه در بالاگفته شد توصيه مي شود :
1ـ گوشت را خام نخوريد يا استيك نيمه پخته بلكه تا
66 درجه سانتي گراد بپزيد يا زير 20 درجه 24 ساعت
نگه داريد تا انگل كشته شود .
2ـ بعد دست زدن به گوشت خام يا تميز كردن گوشت دست
خود را با آب وصابون بشوييد .
3ـ نگذاريد بچه ها با خاك بازي كنند .
4ـ ميوه و سبزي را خوب بشوريد و ضدعفوني كنيد
مي توانيد از محلولهايي كه در داروخانه ها موجودند
استفاده كنيد .
5ـ بعد كار با خاك و گل و گياه دستهاي خودتان را حتما
بشوريد و حين كار دستكش دست كنيد .
6ـ اگر گربه داريد مدفوعش را در چاه توالت بريزيد يا
بسوزانيد و ظرف مدفوعش را با آب جوش تميز كنيد و
بعد محلولهايي مثل آمونياك 10 % غليظ و تنتوريد 7%
براي ضدعفوني ظرف به كار ببندين . اگر باردار هستين
با گربه ور نرويد و حتي ظرف گربه راهم تميز نكنيد .
گربه خودتان را با گوشت پخته نه خام تغذيه كنيد يا
از غذاهاي كنسروي برايش استفاده كنيد . سعي
كنيد كاري نكنيد كه دنبال شكار جونده و پرنده برود .


شنبه، تیر ۲۱، ۱۳۸۲


سازگاري والدين با كودك نابينا


جهان بيني و نظام ارزش هاي انسان نقش اساسي در چگونگي رفتار و نگرش او به پديده هاي مختلف دارد. پذيرش واقعيت ها، صداقت در گفتار و رفتار، شكيبايي، تحمل در رويارويي با مسائل و مشكلات بستگي زياد دارد به زندگي جهت دار و هدفمند فرد. اين كلام حق كه همه انسانها به رغم تفاوت در رنگها و ويژگي هاي ذهني، جسمي و اجتماعي با هم برابرند و هيچ كس را بر ديگري برتري و تفاخر نيست و تنها معيار ارزش ها تقوي است و بس، افق ديد ايمان آورندگان را از روزنه تنگ و تاريك خارج ساخته است. در پرتو چنين بينشي، زيبايي ها و زشتي ها، عادي ها و غيرعادي ها، دوست داشتن ها و بي تفاوتي ها و تنفرها همه و همه به گونه ديگري معنا مي يابند، چرا كه كمال مطلق تنها در ذات حق تجلي يافته است. در اين رهگذر والدين نيز فرزندان خود را در هر هيئتي كه باشند موهبت الهي دانسته و هيچ فرقي ميان كودكان عادي و استثنايي خود نمي گذارند. اگر مادري نسبت به وضعيت فرزند نابينايش از يك رفتار غيرعادي مثل حمايت افراطي يا رفتار طردآميز برخوردار است، گوشه گيري مي نمايد و يا پرخاشگري مي كند، شايسته آن است كه نسبت به شناخت منطقي و بالطبع احساس متفاوت وي نسبت به ويژگي ها و توانمنديهاي فرزندش ترديد كنيم و تلاش نماييم كه اتخاذ روشهاي اطلاع رساني صحيح و موفق و با استفاده از الگوهاي رفتاري موفق در حوزه شناختي او تغييراتي بوجود آوريم و احساس جديدي نسبت به ويژگي ها و توانمندي هاي فرزندش در وي ايجاد كنيم تا به تكوين بازخورد و بينشي تازه در وجود او نسبت به كودك استثنايي خود شاهد تبلور رفتارهاي معقول و مطلوبي باشد.
آشنايي با واكنش هاي اوليه والدين كودك نابينا
هرگاه در خانواده اي يك نابينا متولد مي شود آيا مي توان تصور كرد كه چه اتفاقي رخ مي دهد؟
به خاطر داشته باشيم كه واكنشهاي والدين بسيار متغير است. والدين و خانواده در مقابل تولد و رشد فرد معلول واكنشهايي مشترك و در عين حال شيوه هاي رفتاري مختلف دارند، به علاوه زمان لازم براي انطباق خانواده و سازگاري آنان با شرايط جديد، بسيار متغير است. برخي از نگراني هاي والدين اين است كه تحصيلات و نيازهاي اجتماعي در آينده چگونه خواهد بود، وجود چنين كودكي چه تأثيري بر ساير اعضاي خانواده خواهد داشت و اين كه آيا جامعه اين حقيقت را قبول مي كند كه نابينايي ناتواني نيست؟
والدين كه براي نخستين بار مطلع مي شوند كه فرزندشان از دو چشم محروم است دچار سردرگمي يا تكذيب و انكار مي شوند و نمي دانند چه عملكردي بايد داشته باشند، از كجا شروع كنند و از چه كسي راهنمايي بخواهند. از آنجايي كه از وضعيت جديد اطلاع كافي و مناسب ندارند، ناباوري ترس و اضطراب بر آنها مستولي شده و نگران آينده مي شوند. بيشترين واكنشي كه در رابطه با تولد يك كودك نابينا مشاهده مي شود، افسردگي است كه اغلب به صورت اندوه يا سوگواري بروز مي كند. ديگر واكنشهاي اعضاي خانواده شامل شوكه شدن، نامطمئن بودن، نااميدي، عصبانيت، تنفر، تحقير، حقارت، پوچي، ظلم و تبعيض، ناكامي و احساسي چون گناه، انكار، ترس يا احساس رضامندي است. چنين احساسي مي تواند مجموعه اي از نگرش هاي گوناگون و رفتارهاي متفاوت از جمله پرخاش، حمايت هاي افراطي، گوشه گيري رفتارهايي چون طرد كردن، اجتماع گريزي، تلافي جويي، بي تفاوتي، دشمني، اجتماع ستيزي و يا رفتار معقول و منطقي را در بر داشته باشد. دليل اين همه اضطراب آن است كه والدين هرگز مسأله نابينايي را نشناخته اند. آنها آسيب بينايي را فاجعه اي بزرگ مي پندارند و نمي دانند كه احساس كودك نابيناي ايشان با احساس آنان به كلي متفاوت است.
نقش و اهميت پذيرش كودك نابينا توسط والدين
هيچ لذتي و شعفي بالاتر از تولد يك نوزاد در خانواده نيست. اقوام و خانواده ها در اين انديشه اند كه زندگي جديد با وجود نوزاد چگونه خواهد بود. اميدها و برنامه هاي بزرگي براي آينده، فكر والدين را مشغول مي كند. يك خانواده عادي چگونه مي تواند در ارتباط با داشتن يك كودك نابينا فشار كمتري را تحمل كند؟
براي خانواده ها يكي از عناصر اصلي براي كمك به كودك معلول كسب معلومات جديد به منظور شناخت وضعيت تازه و اطمينان از مستقل شدن و رشد شخصي فرزندان مي باشد. ضرورتاً اين خانواده ها در طول زمان براي سازگاري بيشتر با فرزند خويش از جهت دستيابي به اهداف پيش بيني شده چه از نظر عاطفي و رواني و چه از نظر امكانات مختلف، نياز به راهنمايي بيشتر و تخصصي تر دارند.
معمولاً نگرشي كه پدر و مادرها به وضعيت فرزند نابيناي خودشان دارند متأثر از بازخوردها و باورهاي كليشه اي جامعه است. بنابراين براي اين كه اولياي كودكان نابينا از نگرش مثبت و مولد نسبت به افراد نابينا برخوردار باشند بايد با ارائه اطلاعات مؤثر، تغييراتي محسوس در حوزه شناختي ايشان ايجاد نمود تا آنان با احساس بهتري كه نسبت به پديده نابينايي پيدا مي كنند با يك بازخورد مثبت و تازه، رفتاري معقول و مطلوب داشته باشند. والدين بعد از مدتي نه چندان طولاني و تأمل و تفكر، خود را آماده پذيرش واقعيت مي كنند و از همين مرحله به بعد است كه با توجه به نحوه و ميزان شناخت و تجربه اي كه از ماهيت نابينايي دارند احساس متفاوتي در آنها پديدار مي گردد و اين خود مقدمه يك نظام تازه بازخوردي و يك رفتار متفاوت مي شود. شناخت و آگاهي براي آموزش و تربيت صحيح كودك به منظور ايجاد انگيزه و احساس خوشبختي در آنها بسيار ضروري مي باشد. مي گويند والدين كودك نابينا بيش از خود كودك به مددكاري اجتماعي، مشاوره و راهنمايي نياز دارند زيرا اشكالي كه پدر و مادر با آن مواجه مي گردند به مراتب بيش از آن است كه فرزندشان با آن دست به گريبان است. مرحله آگاهي يا پذيرش كودك نابينا مرحله اي است كه والدين قادرند تواناييهايي خود را براي مواجهه با شرايطي كه تولد كودك معلول بوجود آورده به كار گيرند.
در مرحله پذيرش، والدين خود را در فرايند درمان و استفاده از راه حلها دخالت مي دهند. اطلاعاتي را كه متخصص در مورد وضعيت كودك و درمان او ارائه مي دهد بهتر درك مي كنند. در اين زمان بعضي از والدين جذب همكاري با سازمانهايي مي شوند كه در رابطه با وضعيت فرزند آنها و احتياجات خانواده كار مي كنند. در طول اين دوره والدين شروع مي كنند فرزند نابينا را مثل ديگران و حتي مانند خود قبول كنند و اين توانايي را به دست مي آورند كه انرژي خويش را صرف مسائل و امور غير از خود نمايند.
پدر و مادرها فراموش نكنند كه فرزند آنها كودكي است با تمام خصوصيات يك كودك طبيعي منهاي حس بينايي. او فقط نمي بيند و اين تفاوت، او را آنقدر از كودك طبيعي دور نمي كند. به اين ترتيب هر چه شما درباره تعليم و تربيت او بيشتر بدانيد موفق تر مي توانيد او را ياري كنيد البته طبيعي است كه پدر و مادري كه با اين مشكل روبه رو شده اند ناراحت و مضطرب باشند. لازم است تا آنها، نابينايي فرزند خود را بپذيرند و بدان عادت كنند.
تصوير والدين از فرزند خود و چگونگي رفتار با او
همواره بايد واقع بين بود. بايد با كودك نابينا طوري رفتار كرد كه او هيچ گونه تفاوتي با ديگر همسالان بيناي خود احساس نكند. بايد كودك را با نام صدا زد چرا كه او هم در انتظار پاسخ مطلوبي است. وقتي به كودك نابينا نزديك مي شويم بايد به خوبي از حضور خود، او را آگاه كنيم و اگر احتمال مي دهيم كه ما را نمي شناسد بهتر است خود را معرفي نماييم. وقتي در صدد راهنمايي فرد نابينايي هستيم بايد ترتيبي دهيم كه او بازوي ما را بگيرد و از ارائه كمك هايي كه خود مي تواند از عهده آن برآيد پرهيز كنيم. از به كار بردن جملاتي از قبيل «اينجاست» «آنجاست» «برو آنطرف تر» «بگذار آن طرف»كه براي او بي معناست اجتناب كرد. بايد بسيار دقيق و با معنا و مفهوم روشن براي نابينا صحبت نمود و او را راهنمايي كرد، به هنگام صحبت با كودك بهتر است روبه روي او قرار گرفت و به طور مستقيم صحبت كرد و از مكالمه غيرمستقيم و يا توسط شخص ثالث خودداري نمود. حتي الامكان از جابه جايي وسايل كودك نابينا بدون اطلاع او بايد پرهيز كرد. زيرا كه آنها وسايل خود را بر حسب حافظه در آنجايي كه خود مي دانند جست وجو و پيدا مي كنند. مهمترين مسأله كودك نابينا آن است كه خود را به خوبي و به طور كامل قبول كند.
در اين رابطه، تشويق او و يا انتقاد از او و يا انتظار رعايت اخلاق و رفتار، نظم و ترتيب از او بايد به طور عادي و همانند ديگر كودكان همسال او باشد. لذا بايد همواره از مقايسه نابينا با ديگر همسالان بيناي او براي ارفاق و تخفيف هاي نابجا به او اجتناب كرد، چه اين روش خود باعث تقويت ناتواني نابينا مي شود.
تا آنجايي كه ممكن است آنها را در فعاليت هاي مختلف شركت دهيم، نه همه فعاليتها، بلكه در آن دسته از فعاليتهايي كه مي توانند در آن شركت داشته باشند. تحرك و جهت يابي از اساسي ترين برنامه هاي آموزشي و توانبخشي كودك نابينا است، همواره بايد توقع داشت كه كودك نابينا روز به روز مستقل و خودكفا و مسئول مي گردد. بنابراين در واگذاري مسئوليت ها بايد توجه داشت كه او نيز مي تواند همانند ديگر همسالان بيناي خود به تدريج از عهده مأموريت ها و مسئوليت هاي روزمره به خوبي برآيد.
اگر چه ظاهراً نقص نابينايي كودك نمي تواند مانعي باشد براي توانايي هاي او از جمله راه رفتن، اما ضعف اطلاعات و شناخت مادر نسبت به كودك نابيناي خود همچنين عدم آموزش لازم، احساسات و عواطف مادري گاه ناخودآگاه باعث مي شود كه كودك او در حركت و راه افتادن طبيعي دچار وقفه و ركود گردد.
خانواده نقش عمده اي در رشد شخصيت فرد بازي مي كند. روابط با بستگان مخصوصاً در جامعه ما يك رابطه طويل المدت و مادام العمر است.
خانواده اولين محيط اجتماعي است كه كودك با آن مواجه مي شود. محيط مدرسه هرگز نمي تواند به اندازه محيط خانواده در رشد عاطفي و شخصيت كودك كمك كند. در چنين شرايطي اعضاي خانواده مسئوليت سنگيني نسبت به كودكان دارند، زيرا از بدو تولد، كودك رفتار و طرز تلقي خود را از آنها تقليد مي كند.
اگر چه كودك دانش، علم و مهارت ها را از محيط خارج از خانه ياد مي گيرد ولي انگيزه يادگيري، درك ارزشهاي علمي و به كارگيري دانش در راههاي مثبت و سازنده را از محيط خانواده مي گيرد. اين يك امر طبيعي است كه والدين به كودك خود محبت مي كنند. آنها متوجه مي شوند فرزند نابينايشان براي رشد شخصيت به گرمي و امنيت خانوادگي نياز دارد. اين نظريه كه با كودك نابيناي خود همانگونه رفتار كنيد كه با كودك بيناي خود رفتار مي كنيد بسيار حائز اهميت است. هرگونه بي توجهي در دوران كودكي و يا اعمال شيوه هاي تربيت ناصحيح زياني است كه بعدها به سختي جبران مي گردد. اگر بيش از حد براي كودك دلسوزي و همدردي كرديد و يا برعكس، نسبت به او بي تفاوت بوديد شخصيت او را خدشه دار كرده و او را به صورت يك فرد گوشه گير و منزوي به اجتماع تحويل مي دهيد. مهمترين كار اين است كه كودك نابيناي خود را به صورت طبيعي پذيرش كنيد و بدانيد كه او هم مثل كودكان ديگر به تحرك، بازي، يادگيري و اجتماعي شدن نياز دارد. در چنين شرايطي رشد او طبيعي خواهد بود. هرگاه فرصتي پيش آيد ساير اعضاي خانواده و خويشاوندان بايد مقداري از اوقات خود را صرف او كنند. وقتي كودك در بغل شماست و او را به كوچه و بازار مي بريد، او را به دوستان و همسايه ها معرفي كنيد تا بدون مانع با او صحبت كنند. به كودك خود اين امكان را بدهيد تا در اطراف اتاق به جست وجو و كنجكاوي بپردازد. اگر صدايي مي شنود بگذاريد جهت صدا را تعقيب كند. اشياء را طوري برايش وصف كنيد كه ماهيت آنها را كاملاً درك كند. به او بگوييد در اطراف چه مي گذرد، براي او تعريف كنيد كه حال در خيابان هستيم و مردم ديگر هم در خيابان هستند. حالا مشغول خريد تمبر از پستخانه هستيم، حالا در ايستگاه اتوبوس منتظر هستيم و مردم ديگر هم در انتظار اتوبوس هستند. چيزهايي را كه توجه بچه هاي بينا را جلب مي كند برايش توصيف كنيد. جديت شما طوري باشد كه حتي الامكان شناخت و بينش او به حد برابري با بچه هاي بينا برسد. نقش خانواده در بهبود و تكامل شخصيت كودك نابينا خلق كردن چشم و بينايي براي او نيست، بلكه برداشتن گامهايي در جهت بهبودي شخصيت فردي و اجتماعي او و اميدوار كردن او به آينده اي درخشان و سازنده است. شما به عنوان والدين كودك نابينا براي عملي كردن اهداف خود در اين مسير به حوصله، درك صميمانه، عشق و علاقه و آگاهي نياز داريد تا به مرور زمان آن را عملي سازيد.
تهيه و تنظيم: سيدجلال موسوي

شنبه، تیر ۰۷، ۱۳۸۲

آسيب سيگار براي چشم انسان!تازه ترين توصيه چشم پزشكان اسكاتلند به مردم اين است: كشيدن سيگار براي چشم زيان آور است. متخصصان چشم پزشكي ادينبورگ، پايتخت اسكاتلند مي گويند: سيگاري ها نه تنها در معرض خطر ابتلا به سرطان ريه هستند، بلكه احتمال نابينا شدن آنان نيز بيش از ديگر افراد است.
به گفته آنان، زماني كه شخص سيگاري دود را فرو مي دهد، هزاران ماده شيميايي وارد جريان خون مي شوند كه بخشي از آنها خود را به شبكيه كه در قسمت پشتي چشم قرار دارد، مي رسانند و لطمات جبران ناپذير به آن وارد مي كنند.
مدير يك مركز چشم پزشكي در ادينبورگ گفت: كشيدن سيگار، بسياري از اختلالات چشمي را تشديد مي كند. بنابراين، سيگاري ها بايد قبل از روشن كردن سيگار بعدي، به عواقب كشيدن سيگار در بلندمدت بيانديشند.
وي اضافه كرد: نيكوتين به آهستگي اعصاب بينايي را مسموم مي كند كه اين امر خود را به صورت اختلال در تشخيص رنگ ها نشان مي دهد.
به گفته وي، كشيدن سيگار، احتمال ابتلا به آب مرواريد را، كه يكي از شايع ترين دلايل نابينايي و اختلال بينايي در سراسر جهان است، افزايش مي دهد.

دوشنبه، تیر ۰۲، ۱۳۸۲

جام جم آنلاين - رمي جيوس اوديجايتيس ، عكاس نابيناي اهل ليتواني درگيري هاي خياباني را با استفاده از يك دوربين اتوماتيك به ثبت مي رساند.
او كه نابيناي مادرزاد است ، نزديك به چهار سال است كه با استفاده از دوربين خود بسياري از صحنه هاي مشاجرات ، تجمعات و درگيري هاي خياباني عكس گرفته است.


شيوه كار او به اين شكل است كه دوربين خود را به دست مي گيرد و در خيابان به راه مي افتد و به محض اين كه سروصدايي در اطراف خود مي شنود و درمي يابد كه سوژه اي در حوالي او در حال اتفاق افتادن است ، دوربين خود را به سمت آن تنظيم كرده و عكس مي گيرد.
اين عكاس نابينا تاكنون چندين نمايشگاه عكس در شهر محل زندگي و تحصيلش ويلنيوس برگزار كرده است.
او در دانشگاه اين شهر مشغول به يادگيري و مطالعه زبان ژاپني است.

یکشنبه، تیر ۰۱، ۱۳۸۲

به اين مطلب در باره استرابيسم يا لوچي چشم از سايت كلينيك نور توجه نماييد






استرابيسم (انحراف چشم يا لوچي)
منظور از استرابيسم چيست؟
استرابيسم نوعي مشكل چشمي است كه در آن چشم ها وضعيت ناهمگوني نسبت به يكديگر داشته و نگاه آنها به جهات مختلف است. اين ناهمگوني ممكن است واضح بوده و يا آنكه صرفاً بعضي اوقات وجود داشته باشد. در حاليكه يك چشم مستقيماً به سمت جلو نگاه مي­كند چشم ديگر به سمت داخل، خارج، بالا و يا پايين چرخيده است. چشم چرخيده بعضي اوقات به وضعيت اصلي و مستقيم برگشته و بر عكس چشم مستقيم از موقعيت خود خارج مي­شود.

استرابيسم در ميان گروه سني اطفال مشكل شايعي بوده و در حدود 4% كودكان ديده مي­شود ولي ممكن است زمان بروز آن در سنين بالاتر نيز باشد. شيوع آن در پسر و دختر به يك نسبت بوده و گاهي ابتلا فاميلي دارد. با اينحال، بعضي از مبتلايان سابقه چنين مشكلي را در فاميل خود ذكر نمي­كنند.

بينايي و مغز
با يك ديد دو چشمي طبيعي، هر دو چشم به يك نقطه نگاه مي­كنند. بخش بينايي مغز، دو تصوير رسيده را به صورت يك تصوير سه بعدي تركيب مي­كند.

وقتي به علت استرابيسم يكي از چشم ها از موقعيت خود خارج مي­شود، دو تصوير متفاوت به مغز ارسال مي­گرد. در يك كودك خردسال، مغز چنين ياد مي­گيرد كه تصوير چشم منحرف شده را ناديده گرفته و تنها تصوير چشم مستقيم يا چشم با ديد بهتر را بپذيرد. اين امر سبب از بين رفتن درك عمق و ديد دو چشمي مي­شود. بالغين كه دچار استرابيسم مي­شوند اغلب بدان علت كه مغز توانايي پذيرش يا دريافت تصوير هر دو چشم را پيدا كرده است، دو بيني پيدا مي­كنند. در اين حالت مغز قادر به حذف تصوير چشم منحرف نخواهد بود. ولي متاسفانه در كودكان اين اتفاق يعني حذف تصوير چشم منحرف بسرعت رخ مي­دهد.

آمبليوپي
قرارگيري طبيعي چشم ها در طي دوره كودكي امكان تكامل ديد مناسب اين سنين را فراهم مي­سازد. قرارگيري غير طبيعي مانند آنچه در استرابيسم ديده مي­شود، سبب كاهش ديد يا آمبليوپي خواهد شد. مغز تصوير چشم بهتر را تشخيص داده و تصوير چشم ضعيف تر يا آمبليوپيك را حذف مي­كند. اين موضوع تقريباً در نيمي از كودكان مبتلا به استرابيسم اتفاق مي­افتد. اطلاعات بيشتر در مورد آمبيوپي

آمبليوپي را مي­توان با بستن چشم بهتر و تقويت و بهبود بينايي چشم ضعيف تر، درمان نمود. اگر آمبليوپي در همان سالهاي نخست زندگي تشخيص داده شود، درمان آن اغلب موفقيت آميز خواهد بود ولي درصورتيكه درمان آن به تاخير افتد، آمبليوپي يا آفت ديد وضعيتي دائمي پيدا خواهد كرد. قاعدتاً هر قدر آمبليوپي زودتر درمان شود، ديد بهتري تامين خواهد گرديد.

علل و علائم استرابيسم
به ديواره خارجي هر چشمي، شش عضله چسبيده است كه مسئوليت كنترل حركات چشم را بعهده دارند. در هر چشم، دو عضله چشم را به سمت راست يا چپ مي­برند. چهار عضله ديگر مسئوليت حركت چشم به سمت بالا و پايين و يا كنترل حركات مورب چشم را بعهده دارند. براي تمركز هر دو چشم بروي يك نشانه مشخص، لازم است تمامي عضلات چشم با يكديگر و با عضلات همكار چشم مقابل هماهنگ باشند. هر علتي كه در اين هماهنگي اختلال ايجاد كند مي تواند منجر به استرابيسم شود.


نقش كنترلي مغز نير بر عضلات چشم از اهميت بسزايي برخوردار است. بنابراين كودكان مبتلا به ابتلائات مغزي از قبيل فلج مغزي، عقب افتادگي مغزي، هيدروسفالي و تومورهاي مغزي اغلب دچار استرابيسم مي­شوند. هر عاملي كه منجر به كاهش بينايي شود مانند عيب انكساري، آب مرواريد، صدمات چشمي و ...مي­تواند عاملي براي استرابيسم باشد.

اصلي ترين علامت استرابيسم، در واقع چشمي است كه در جاي خود قرار ندارد. گاهي طفل در نور آفتاب يك چشم خود را مي بندد و گاه با كج كردن سر خود به يك موقعيت بخصوص تلاش مي كند كه از هر دو چشم خود استفاده كند و گاه بصورت خستگي شديد چشم و سردرد در حين فعاليت چشمي و گاهي علايم فقدان يك ديد عمق مناسب نيز ديده مي شود. بالغيني كه دچار استرابيسم مي شوند نيز اغلب از دوبيني شكايت مي كنند.

تشخيص
لازم است هر كودكي در طي دوره شيرخواري يا سنين قبل از مدرسه توسط پزشك خانواده، متخصص اطفال يا چشم پزشك معاينه و مشكلات احتمالي او تشخيص داده شود. اين موضوع بويژه در موارديكه عضو ديگري از خانواده مبتلا به استرابيسم يا آمبليوپي است اهميت بيشتري پيدا مي كند. در شيرخواران اغلب درك اختلاف بين انحراف ظاهري دو چشم از استرابيسم واقعي مشكل است. در كودكان كم سن و سال بيني پهن و عريض و چين پوستي قسمت داخلي پلك سبب مي شود كه در نگاه به چپ و راست چشم ها مخفي شده و بدين ترتيب منحرف بنظر برسند. اين ظاهر استرابيسمي بتدريج و با رشد كودك بهبود مي يابد و حال آنكه استرابيسم واقعي ارتباطي با رشد كودك ندارد و در اين ميان چشم پزشك بخوبي قادر به تمايز بين استرابيسم واقعي و كاذب است.

درمان
اهداف درمان استرابيسم، حفظ ديد، مستقيم كردن چشم ها و بازگرداندن ديد دو چشمي است. بسته به علت استرابيسم، درمان ممكن است بصورت تجويز عينك، برداشتن كاتاراكت يا اصلاح ساير علل زمينه اي ايجاد انحراف و يا تغيير دادن موقعيت عضلات نامتعادل چشم باشد. بعد از انجام يك معاينه كامل چشمي شامل مطالعه دقيق قسمت هاي داخلي، چشم پزشك درمان مناسب اپتيكي، طبي يا جراحي را انتخاب خواهد نمود. اغلب بستن چشم بهتر جهت تقويت بينايي چشم آمبليوپيك نيز ضروري خواهد بود.

ايزوتروپي (انحراف چشم به داخل)
ايزوتروپي در واقع انحراف چشم ها به سمت داخل بوده و شايعترين نوع استرابيسم شيرخواران است. كودكان خردسال مبتلا به ايزوتروپي هيچگاه از هر دو چشم خود بطور همزمان استفاده نمي كنند.


در اكثر موارد براي تراز كردن چشم ها، تامين ديد دو چشمي و اجتناب از افت ديد دائمي، جراحي زودهنگام ضروري خواهد بود. جراحي در هر سني ممكن است سبب بهبود ديد جانبي شود.


ايزوتروپي انحراف چشم ها به سمت داخل بوده و در واقع شايعترين نوع استرابيسم است.


در جريان جراحي، ميزان نيروي عضلات در يك يا دو چشم تنظيم مي­شود. مثلاً در جراحي ايزوتروپي، ممكن است عضله داخلي محكم تر را از چشم جدا نموده و مقداري عقب تر مجدداً به چشم وصل نمايند. اين كار اثر كِشنده عضله را تضعيف نموده و امكان چرخش چشم به سمت خارج را فراهم مي­سازد. بعضي اوقات نيز مي­توان براي تسهيل حركت چشم به سمت خارج، عضله خارجي را كوتاهتر نموده و بدين ترتيب نيروي كِشنده آن را افزايش داد.

ايزوتروپي تطابقي
ايزوتروپي تطابقي شكل شايع ايزوتروپي است كه بيشتر در كودكان دور بين سنين 2 سال يا بالاتر اتفاق مي­افتد. كودك در سنين پايين، قادر است براي جبران دوربيني خود، تلاش تطابقي خود را افزايش دهد ولي اينكار مشخصاً سبب انحراف چشم ها به سمت داخل مي­شود. براي جبران ايزوتروپي تطابقي، به كودك عينك داده مي­شود.


براي جبران ايزوتروپي تطابقي، به كودك عينك دو كانوني داده مي­شود.


عينك تلاش تطابقي مزبور را كاهش داده و مي تواند چشم ها را به وسط ­آورد. در برخي موارد استفاده از نوع بخصوصي از عينك هاي دو كانوني ضروري است (كه در شكل روبرو نشان داده شده است). و گاهي مي توان از قطره ها يا پمادهاي چشمي، و لنزهاي مخصوصي بنام منشور (Prism) استفاده نمود. گاهي اوقات ورزشهاي چشمي نيز به اصلاح اين حالت در كودكان بزرگتر كمك مي­كند.

اگزوتروپي( انحراف چشم به خارج)
اگزوتروپي، يا انحراف چشم به سمت خارج، ديگر نوع شايع استرابيسم است. اين حالت بيشتر زماني اتفاق مي­افتد كه كودك روي شي اي در دور دست تمركز مي­كند. اگزوتروپي اغلب متناوب (Intermittent) بوده و مخصوصاً بعد از چرت زدون، بيماري و يا خستگي كودك بروز مي­كند. والدين اظهار مي­دارند كه كودك در مقابل نور آفتاب يك پلك خود را جمع مي­كند. گر چه عينك، ورزش چشمي يا منشور در اين حالت نيز به كنترل چرخش چشم به سمت خارج كمك مي­كند ولي در اكثر موارد لازم است نوعي عمل جراحي صورت گيرد.

جراحي استرابيسم
هيچ گاه و در جريان هيچ نوع عمل جراحي، كره چشم از محل خود خارج نمي­شود. جراحي استرابيسم در واقع ايجاد برشي كوچك در بافت پوشاننده چشم است كه به چشم پزشك امكان مي­دهد تا به عضلات زيرين اين بافت دسترسي پيدا كند. اينكه كدام عضلات تحت عمل جراحي قرار گيرند بستگي به جهت چرخش چشم دارد. گاهي اوقات لازم است هر دو چشم تحت عمل جراحي قرار گيرد.

جهت عمل جراحي استرابيسم در اطفال، بيهوشي ضرورت دارد ولي جراحي بزرگسالان با بي حسي موضعي نيز امكان پذير است.

بهبودي سريع است. فرد اغلب ظرف چند روز به فعاليتهاي طبيعي­ اش بر مي گردد. بعد از جراحي، گاهي استفاده از عينك يا منشور نيز ضرورت پيدا مي­كند. گاهي اوقات ممكن است اصلاح انجام شده بيشتر يا كمتر از مقدار موردنظر باشد كه در آن صورت انجام عملي ديگر ضرورت خواهد يافت.

توصيه مي­شود جراحي اصلاحي استرابيسم هر چه سريعتر صورت گيرد زيرا شيرخوار به محض اينكه چشم هايش مستقيم شد امكان ديد طبيعي و ديد دو چشمي را پيدا خواهد كرد. از طرف ديگر لوچي چشم مي­تواند بر اعتماد به نفس كودك نيز نقشي منفي داشته باشد.

همانند هر عمل جراحي، جراحي بر روي عضلات چشم نيز با خطراتي همراه است. اين خطرات شامل عفونت، خونريزي و ديگر عوارض نادري است كه مي­تواند به از دست دادن ديد بيانجامد. با اينحال، جراحي استرابيسم معمولاً درماني بي ­خطر و موثر است و در عين حال هيچگاه جاي عينك و يا آمبليوپ درماني را نمي­گيرد.

خلاصه

رشد كودك به خودي خود استرابيسم را درمان نمي­كند.
موثرترين زمان درمان استرابيسم، زماني است كه كودك در سنين پاييني به سر مي­برد.
مستقيم نمودن چشم­ها در هر سني امكان پذير است و در اين جريان حداقل ديد جانبي بهبود خواهد يافت.
درمان استرابيسم ممكن است بدون جراحي و با استفاده از قطره­هاي چشمي، تمرينات چشمي و يا عينك انجام گيرد.
در صورتيكه درمان جراحي لازم باشد، هرقدر در سنين پايين تري انجام شود شانس تامين ديد دو چشمي بيشتر خواهد بود.